شیرین من تلخی مکن با عاشق تموم می شن گم میشن این دقایق

دنیای ما ما من و تو هی نیست رو کوه دیگه فرهاد کوه کنی نیست

یه روز میاد که نمی دونیم چی هستیم یار کی بودیم و عشق کی بودیم و چی هستیم

شیرین،شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

من نمیگم فرهاد کوه کنم من تیشه به کوها که نمی زنم من

                      عاشق تو بی تو به کوه نمیره وقتی نباشی تو خودش میمیره


شیرین جونم دوستت دارم ... اندازه همه دنیا


Click




وای که چقدر سخته
بالاخره یکیمون بایست کوتاه میامد ...
ولی من نبودم .
الان داشتیم با هم حرف میزدیم
اون کنار اومد.
راستش کاره خیلی بزرگی داره میکنه
الان هم جوابم رو نمیده ... داره با دوستاش خداحافظی میکنه ...
به خاطر من ...
به خاطر من ...
به خاطر من

برای اینکه بهم ثابت کنه که دوستم داره 
بهش گفتم اگه نمیتوی نکن این کارو
...
جوابم رو نمیده
داره خداحافظی میکنه
میترسم نتونه دووم بیاره ...
خداحافظی کردنشم با گریست
همینه که میگم ممکنه نتونه ...
نمیدونم ... کاره خودشو کرد بالاخره .

هه ...  امشبمون هم اینجوری گذشت
از دوستانی هم که نظر دادن ممنونم
نمیدونم چیکار باید بکنم
با مادرم مشورت کردم ... اونم نتونست درست راهنماییم کنه
البته به نظر خودش درست میگه ولی از عهده من خارجه
خوشحال میشم راهنماییم کنین
...